دلتنگی...
.
.
دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین...به خدا معشوقه من بالائیست
.
.
باران ميبارد به دعاي كداممان نميدانم...!!من همين قدر ميدانم بــــــــاران صداي پاي اجابت است...و خدا با همه جـــبروتش ناز ميخرد...نيــــــــــاز كن...

این لحظه ها نوشتـــن ندارد......... درد دارد.!!
باید قمارباز باشی
تا بفهمی فرق است بین 'باختن' و 'بد' باختن...!
هروقت گریه می کنم سبک می شوم...!
عجب وزنی دارد چند قطره اشک....
یاد گرفتم .........
از این دنیا و آدماش یاد گرفتم .........
یاد گرفتم حتی اگه عاشق شدم به رومم نیارم که اصلا" کسی هست که من عاشقش شدم.........
یاد گرفتم اگر کسی باهام نامهربونی کرد خیلی زود فراموشش کنم....
یاد گرفتم اگر کسی دلمو شکوند، من دل کسی رو نشکونم.........
یاد گرفتم نزارم کسی اشکهامو ببینه.........
یاد گرفتم نزارم کسی بفهمه تو دلم چی میگذره و بخواد برام دل
بسوزنه.........
یاد گرفتم تو این دنیا به جز خودمو خدام به کسی تکیه نکنم.........
یاد گرفتم راز دلمو به هیچکس نگم بجاش رازدار خوبی باشم.........
یاد گرفتم غرور کسی رو زیر پاهام له نکنم، نزارم کسی غرورمو
بشکونه.........
یاد گرفتم هیچ وقت التماس کسی نکنم جز همونی که بالا سرمه.....
یاد گرفتم که برای رسیدن به هدفم دیگران را بازیچه قرار ندم.........
یاد گرفتم دوستی یک حادثه است و جدایی قانون.........
یاد گرفتم هر گناهی که کردم ولی حرمت دل کسی رو نشکنم.........
یاد گرفتم دنیا برام هرچی رقم زد قبول کنم و دم نزنم.........
یاد گرفتم که همیشه همه ی اینا یادم باشه.........
یاد گرفتم اینا همش درس های دنیاس.........
آره دنیا به آدماش درس میده و بعضی وقتا این دنیا چه پست و زشته
گاهي سكوت ميكنم تا بدوني چه بي صدا باختي...
من تنها غبار شیشه را پاک کردم
و حالا سالهاست پنجره،
تهمت نگاهت را به من میزند.....
واژه ای که دگر هیچگاه باور نخواهم داشت...!
که آن ساده تر از آب مرا آتش زد...
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری .
اما همیشه دلت واسه اون کسی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی...
فرصت ما تموم شده
باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو
کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه
لحظه به لحظه، مو به مو
هیچی رو یاد من نیار
اونقد خرابم که نگو
بد بودم و بدتر شدم
میرم با پاهای خودم
میرم نمی دونم کجا
آخ...کم آوردم به خدا
دلگیرم از دست خودم
کاش عاشقت نمی شدم
هر جوری می خواستم نشد
از غم یه ذره م کم نشد
من موندم و تنهاییام
از دنیا هیچی نمی خوام
عاقبت منو نگاه!
اشتباه پشت اشتباه
هر روز عاشقتر شدیم
تو عشق خاکستر شدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه، فقط عذاب
صدتاسوال بی جواب
نه من، نه تو، از عاشقی خیری ندیدیم
دلگیرم از دست خودم
کاش عاشقت نمی شدم
هر جوری می خواستم نشد
از غم یه ذره م کم نشد
من موندم و تنهاییام
از دنیا هیچی نمی خوام
عاقبت منو نگاه!
اشتباه پشت اشتباه
فرصت ماتموم شده
باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو
کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه
لحظه به لحظه، مو به مو
هیچی رو یاد من نیار
اونقد خرابم که نگو
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند .تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی...
با پای نگاه در گناه افتادم.
از گونه به سمت چانه ات لغزیدم.
از چاله درآمدم به چاه افتادم...
هوا گرفته بود
باران می بارید..
کودکی آهسته گفت :
خدایا گریه نکن درست میشه......
میگن دو جاست که بهتره سکوت کرد
یکی وقتی که حرفی واسه گفتن نداری
یکی هم وقتی که یه عالمه حرف واسه گفتن داری.....
چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد
صدبار به پیش قدمش جان بسپارم
یک بار مگر گوشه چشمش به من افتد
امشــــــــــــــــــــــــب
دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چـــــــــــــــــــه غریــــــــــــــــبانه
می گـــــــــــــــــــــــرید ...
چگونه ترک گویمت که جدایی از تو یعنی مرگ...
که جدایی از تو در هیچ کجای ذهن من جا نداشت
ولی اکنون٫ناگزیر به ترک توام ٫که ترک این جهان مرا آسان تر است...
عشق من
رویای با تو بودن در من شکست
سخت است تصور تو در کنار دیگری...
که دستان پرحرارتت گرمابخش دستان دیگری باشد...که دستان سرد من گرم کننده ای نداشته باشد...
وجودت به دیگری گرما دهد و من... تنها... در رویا در آغوشت کشم...
شانه هایت تکیه گاه دیگری باشد و آغوشت مامن او... و من در سکوت و بغض و تنهایی ٫تا ابد ٫شمع نورانی اما ضعیف خانه دلم را برایت روشن نگاه دارم...
کاش اینطور نبود و رویاهایم تا واقعیت و زنده شدن راهی نداشتند
ولی افسوس...
من ماندم و یک برگه سفید که پر از دلتنگی است و
یک دنیا حرف نا گفتنی و یک بغل تنهایی .......
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی از اشک هوس سرسره بازی میکند!
برگه ی سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش میکشد........
عشق تو نوشتنی نیست!خواندنی هم نیست!
نمیدانم!
اصلا شاید...
هه...!نمیدانم چرا این حرف ها را مینویسم وقتی میدانم حتی کلمه ای از آن را نیز
نمیخوانی!
نمیدانم چرا مینویسم...!
شاید بیهوده می نگارم...!
و شاید...!
باز هم کلامی ندارم تا که این شاید کشنده را تکمیلش کنم...!
در برگه ام کنار آن قطره اشک یک قلب کوچیک میکشم.....
وقت تمام است.......
برگه ها بالا...!
شمیم دلنشین بوسه هایت برایم برگ تقدیرو ورق زد
منم اینجا کنار خاطراتت چه حس مبهمی یادت به جان زد
سپردم دل به دریای نگاهت بمان یک لحظه جانا در کنارم
ببین لبخند شوق با تو بودن نشسته از سرم تا پای جانم
گذارم سر به روی شانه هایت خوشم هر دم من و این خاطراتت
به دنیا هم نخواهم داد یک آن شرو شوری که دارد خواب نازت
هوای با تو بودن را ندارم؟؟؟ چرا که دلخوشم با این همه خواب
نگارم! در منی در تار تارم همه آرامشم بسته به این خواب
من و فانوس شبهای سیاهم تو و دلواپسی های نگاهت
چه درد مشترک بین من و توست من اما عاشقم ،چشمم به راهت
نقاب بی خیالی برکش از دل بیا یک لحظه ایی از من گذر کن
تو را من می ستایم تا به آخر بیا بر عطر رویایم سفر کن
یه دنیا بی کسی در من نهفته تو اما غافلی از حال زارم
دلم در آرزوی یک نگاهت به پشت پنجره چشم انتظارم
به سرنوشت خود دارم ،اين روزا عادت ميكنم
دلم گرفته از همه ، مي خوام شكايت بكنم
گريه ديگه براي من ،راه مداوا نميشه
غم نهفته تو نگام ، چارة دردام نميشه
سكوت شكوه ميكنه ،از لحظه هاي پاپتي
دلم مي خواد گم ميشدم ،تو اين غروب زندگي
پائيز زندگي من ،قصد تمومي نداره
اين غصه هاي لعنتي،راه عبوري نداره
سخته بدوني كسي كه ،دوسش داري دروغ ميگه!؟
داد ميزنه دوستت دارم ، اما دلش جاي ديگه !!!!؟
اسم قشنگت نازنين!حك شده تو عمق دلم
اما اگه بخواي ميرم ،چون كه دوستت دارم ،گلم
يه دنيا دلتنگيه من ،پر شده از خاطره هات
هر وقت دلم هواتو كرد ،مي نويسم از اون چشات
اين رفتن منو عزيز! به پاي بي مهري نذار
اين گريه هاي آروما ،به پاي دلتنگي بذار
پیام دادم و گفتم : بیا خوشم میدار...
جواب دادی و گغتی : که من خوشم بی تو...
رشته ای بود و گسست
دل چو از بند تو رست
جام جادویی اندوه شکست!!!
آمدم تا به تو آویزم
لیک دیدم تو آن شاخه ی بی برگی،
لیک دیدم که تو بر چهره ی امیدم،
خنده مرگی!!!
وه چه شیرین ست!!!
بر سر گور تو ای عشق نیاز آلود
پای کوبیدن...
وه چه شیرین ست!!!
از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن
در به روی غم دل بستن...
تو همان به ، که نیندیشی
به من و درد روان سوزم
که من از درد نیاسایم
که من از شعله نیفروزم...
فروغ فرخزاد...
گل باغ آرزوم و از تو آسمون کی چیده؟؟!
ماه من هر شب میومد ,توی خلوت شبونم
جای آبی نگاهش, خیلی خالی تو خونم
حسرت نگاه زیباش, همیشه توی چشامه
پس کجاست اونکه تموم ,دلخوشی لحظه هام
چند شب سراغ اونو , از ستاره ها می گیرم
همه جز خودش می دونن, دارم از دوریش میمیرم
همش از خودم می پرسم, چرا بی خبر گذاشت رفت
واسه چی نگاه خیسه, من و چشم به در گذاشت رفت
یکی از ستاره ها گفت, خبری تازه رسیده
یه شهابه دوره گردی ,اون و با غریبه دیده
ای خدابگو دروغه,,, ماه من که بی وفا نیست,
تو اون و به من سپردی,اون واسه غریبه ها نیست
نگو این راهی که رفته, دیگه برگشتی نداره
اون میدونه چشم به راهشم, ماه من میاد دوباره...
ماه من میاد دوباره...